دست‌نوشته‌ها

نوشته‌های محمّد مهدی نادری

دست‌نوشته‌ها

نوشته‌های محمّد مهدی نادری

یادداشت؛ نوآوری در علم

شنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ

شکی نیست که نوآوری در علم باید باشد لکن تا وضعیت فعلی علم  -که قبل از نوآوری موجود هست- خوب بررسی، تحلیل، فهم و تببین نشود، نوآوری‌ای که شده جایگاه خود را پیدا نمی‌کند و ذبح می‌شود.

گرچه ایده‌هایی در نوآوری و پیشبرد علمی داری اما این‌ها نباید آنقدر تو را به خودشان مشغول سازند که تو از تحصیل اولیه و وضع موجود آن علم بازبمانی. این را باید مد نظر داشته باشی که برای اینکه نوآوریت خوب گل کند و خوب به نتیجه برسد باید ابتدا مبنا و پایه آن را خوب بشناسی تا بعدا در نوآوری هم خودت بفهمی و هم بتوانی به بقیه بفهمانی که چه چیزی را می‌خواهی تغییر دهی و سر چه کسی را می‌خواهی بتراشی.

و البته این را هم بدان که ایده‌های بکر در اولین دوره‌های تحصیل یک علم بهتر به ذهن انسان می‌رسد و تو باید این‌ها را یادداشت کنی... می‌دانم و خودت هم می‌دانی که خیلی از اینن ایده‌ها ضعیف هستند اما بدان که بین صدتای این ضعیف‌ها چند ایده قوی و بکر پیدا می‌شود که اگر یادداشت نکنی از بین می‌رود و بدان که بین این ایده‌ها ممکن است ایده‌ای موجود باشد که خدا فقط آن را به تو روزی کرده باشد که اگر این چنین باشد تو می‌توانی ابوابی در آن علم بگشایی و مجاهلی را کشف کنی که تا به حال هیچ‌کس حتی بزرگترین علمای آن علم هم به آن دست نیافتند پس ببین بی‌توجهی به این رزق‌ها چه خسرانی دارد...

اما اینکه چرا در دوره‌های اول تحصیل یک علم این ایده‌ها بیشتر است به این خاطر است که ذهن تو هنوز در بند مذاق و قواعدی که علمای آن علم آن‌ها را رعایت کرده و به نتایجی رسیده‌اند نیست، پس می‌توانید با تبعیت نکردن از آن مذاق و قواعد، پا به جاهایی بگذارد که تا به حال کسی آن جا نرفته اما وقتی مدتی استدلال‌ها و مذاق آن علما را دیدی و به همان شکل درآمدی دیگر واضح است که همانجا می‌روی که آن‌ها رفتند.

آری؛ نباید از تشکیک در مبادی و ارائه مبدأ بهتر ترسید.

نوآوری اگر در مبادی باشد آن‌گاه کل مسائلی که روی آن مبدأ بنا شده بودند نو می‌شوند و الا اگر تو در در یکی از آن مسائل نوآوری کنی فقط همان نو می‌شود؛ ما نوآوری در یک مسئله را نفی نمی‌کنیم اما تغییر یک مبنا و مبدأ موجود یا پایه‌ریزی مبنایی جدید نتایج و استفاده و بهره‌وری بیشتری دارد. 

سلام المنتری، خداحافظ اوبونتو!

چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۰۷ ق.ظ

ماجرا

من لینوکس را در دوران ابتدائیم شناختم به لطف برادرم. از همان موقع هم ارادت خاصی به اوبونتو و همچنین برنامه‌های کد‌باز پیدا کردم، گرچه عُلقه‌ای هم به ویندوز داشتم.

در این چند سال طراحی اوبونتو تغییر چشم‌گیری نکرده‌بود و من هم کمی از طراحی تکراریش خسته شده بودم... امّا با عوض کردن پوسته‌اش خودم را راضی می‌کردم، البته اعتراف می‌کنم که پوسته‌ی Arc واقعا پوسته‌ی قشنگ و چشم‌نوازیه.

تا اینکه مدتی پیش مطلبی را در بلاگ احسان دیدم که در رابطه با elementary OS بود، اینجا بود که با این سیستم‌عامل آشنا شدم.

المنتری؛‌ هم باطن، هم ظاهر

المنتری هم باطنش پُره چون هسته‌اش لینوکسه و هم ظاهر زیبایی داره. میشه گفت المنتری یه انشعاب از اوبونتو هست که ظاهرش زیبا شده؛ یه جورایی شبیه مکینتاش.

المنتری روی تغییری که روی لانچر برنامه‌هاش داده توجه خاصی داره؛ میگه سه تا راه برای گشتن تو برنامه‌هاتون دارید: یکی به صورت شبکه‌ای، یکی به صورت دسته‌بندی و یکی هم با جست‌وجو.


المنتری یا Deepin؛ مسئله این است!

بعد از اینکه المنتری را نصب کردم، با سیستم‌عامل Deepin آشنا شدم که افرادی در چین این را ساختن. Deepin هم بر مبنای اوبونتو هست و مثل المنتری خیلی روی ظاهرش کار کردن، البته تفاوت‌های زیرساختی بیشتری داره مثلا وقتی دیپین را نصب می‌کنید، یک سری نرم‌افزار‌ها را خودش از قبل داره... این را هم بگم که حجم دیپین بیش از ۲ گیگ هست در حالی که حجم المنتری حدود ۱ گیگ!
یکی از نقاط قوت دیپین، Store بود که هم زیبا بود و هم کاربردی... خیلی از نرم‌افزارهای به‌دردبخور را اونجا جمع کردند و با یک کلیک نصب میشن، خیلی راحت.


در نهایت من المنتری را بیشتر پسندیدم و همون را نصب کردم.
راستی یه بخش پرسش و پاسخ تو مجموعه سایت‌های Stack Exchange باز شده به آدرس elementaryos.stackexchange.com  که اگه مشکل داشتید می‌تونید اونجا بپرسید، حتما بهتون جواب میدن.

خدا حافظتان باشد!

به نام دوست، آن‌که جانم دست اوست

دوشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۰ ب.ظ
سلام بر شما...
خب، همچنان که گفتم به نام دوست، همان‌که جانم در دست اوست آغاز می‌کنم... به نام «خدا»...
اینجا وبلاگ بنده هست و قراره توش بنویسم... گفتن را از این جهت هم دوست دارم که بعضی مواقع کمک می‌کنه تفکرات خودم منظم‌تر شه. یادِ یه مصاحبه با یه بنده خدا افتادم که مضمون حرفش این بود:‌ «کلام به‌موقع افضل از سکوت».
اینم خوبه بگم که قرار نیست فقط از برنامه‌نویسی و مباحث مربوط بهش بنویسم، گرچه گریزی هم از اون نیست. :)

در مورد پوسته‌ی این بلاگ، هم همینو بگم که نسبتاً له شدم D; و از جمله مراحل اینکه اول پوسته‌ی Clean Blog را راست‌به‌چپ (‌RTL)‌ کردم، بعد هم با بلاگ.ir سازگارش کردم... همین برای شما بس در مورد له‌شدن من که در تنگنای امکانات محدودی بودم که بلاگ.ir رایگان گذاشته. یعنی این بلاگ، جاوا اسکریپت هم نداره حتی اون قسمت دسته‌بندی‌ها...

فقط یه توضیح مثلاً مختصر در موردش بدم:
بر پایه‌ی Bootstrap هست و برای راست‌به‌چپ کردنش از Bootstrap RTL که @morteza درست کرده خیلی کمک گرفتم. ( واقعا ممنون از ایشون، خدمت بزرگی کردند).
از این برای دیدگاه‌ها کمک گرفتم، از این برای دسته‌بندی‌ها... از فونت صمیم بهره گرفتم که با دیدن این فونت از فونت یکان و امثال یکان و همچنین از هزینه فونت ایران سنس راحت شدیم. خدا سازنده‌اش را خیر بده، فونت‌های دیگه‌شون را هم ببینید. همچنین برای فونت انگلیسی از فونت Open Sans مشهور استفاده کردم.

این مژده را بدم که همین پوسته‌ی Clean Blog که انصافا تمیز هم هست را، در آینده‌ی نمی‌دانم‌چه‌قدر‌دور، هم نسخه راست‌به‌چپ‌شده‌ی HTML و هم پوسته‌ی سازگار با بلاگ‌.irاش را تو گیت‌هاب می‌ذارم.

راستی در مورد عکس این پست (پشت عنوان مطلب) تازه اسم این‌جور معماری را فهمیدم: اسمشون «گره» است که می‌تونید اینجا در موردش بیشتر بخونید.

ساخت برنامۀ اندروید با Appery.io

دوشنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۴۳ ب.ظ

سلامی دوباره!

خب من چند وقت دنبال این بودم که آنلاین اپ اندروید بسازم، البته خیلی چیزهای به درد نخور یا پولی پیدا می شد تا سایت appery.io را دیدم که خیلی امکاناتش بهتر بود.

(داشتم به این فکر می‌کردم که «پولی» و «به‌دردنخور» چه قدر شبیه هم‌اند... D;)

البتّه فقط بعضی از امکاناتش رایگان هست، مثلا فقط می‌توانید ۲ صفحه بسازید یا... که البته امکانات رایگانی که دارد برای ساختن یه برنامه‌ی جمع و جور کافیه.

(جدایه این که وقتی خودم داشتم باهاش برنامه می‌ساختم ولش کردم :) و اومدم سراغ Android Studio ولی اندروید استودیو هم خیلی مکافات داشت!)

البته این را هم بگم که این سایت فقط برای اندروید نیست، برای ویندوزفون و iOS و همینطور HTML5 هم هست. :)